خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





داستان دابل اسی دبیرستان ما ( قسمت بیست و چهارم )

    بعد از رفتن بچه ها دوباره خونه درگیر سکوت رعب انگیزش شد. مادر سارا به سمت آشپزخونه رفت و در عرض نیم ساعت میز رو لبریز از غذاهای رنگ و وارنگ کرد و بعد از اتمام کارش به اتاق پسرا رفت تا برای شام صداشون کنه.

    کانگ جون روی تخت دراز کشیده بود و در حالیکه یه بالشت توی بغلش بود به سقف خیره شده بود. سی وو هم توی اتاق کانگ جون بود و در حالیکه روی زمین نشسته بود سرش رو به تخت تکیه داده بود و اون هم غرق در افکار خودش بود.


    این مطلب تا کنون 10 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    داستان دابل اسی دبیرستان ما ( قسمت بیست و چهارم )

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده