خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





داستان دابل اسی دبیرستان ما ( قسمت بیست و سوم )

    تعطیلاتی که به خاطر هیونگ ممکن بود وحشناکترین تعطیلات بشه با اعتراف عشق جونگمین و یورا تبدیل به زیباترین تعطیلات سال نو شد . بعد از تعطیلات همگی با روحیه و انگیزه ای مظاعف راهی مدرسه شدند. خبر دوستی جونگمین و یورا مثل بمب توی مدرسه ترکید و به خیل آنتی فن های یورا اضافه کرد. از نظر دخترای مدرسه یورا یک موجود خرشانس بود که پس از توفیق الهی بدو ورودش به دنیا به سبب خواهر کیو جونگ شدن این خر شانسی رو همچنان حفظ و تونست قاپ هیونگ جون رو هم بدزده و حالا که خبر عشق آتشین جونگمین به یورا هم لو رفته بود مزید بر علت شده بود تا معدود افرادی که هنوز به خرشانسی این دختر ایمان نیاورده بودند هم ایمان بیارن. یورا سر از پا نمی شناخت و بعد از اتفاقات اخیر احساس می کرد خوشبخترین موجود کره ی زمینه . پدری که هیجده سال تمام اون رو همه جوره نادیده گرفته بود بالاخره پی به اشتباهش برد و حالا در صدد جبران تمام اون هیجده سال بود و اولین عشقش هم بالاخره به احساساتش نسبت به اون اعتراف کرد. اونقدر دلیل برای خوشحالی داشت که دیگه براش اهمیتی نداشت از جانب هیونگ جون به بدترین شکل ممکن کنار گذاشته شده بود و نزدیک بود به خاطر اون زندگیشو از دست بده و از طرفی برای سارا هم خوشحال بود چون می دونست  اون هم به خاطر تدابیر عمیق و فداکارانه ی هیون به زودی قراره به عشق دیرینش یونگ سنگ برسه.


    این مطلب تا کنون 6 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : یورا ,مدرسه ,جونگمین ,تعطیلات ,هیونگ ,خاطر ,
    داستان دابل اسی دبیرستان ما ( قسمت بیست و سوم )

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده