تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

داستان دابل اسی دبیرستان ما ( قسمت بیست و یکم )

    ir" target="_blank"> و فهمیده بود چیکار کرده .ir" target="_blank"> و هوا بود و با دیدن دستایی که اون رو نگهش داشته بود بیش با شوک ناشی و یورا رو محکم تر در آغوش کشید .ir" target="_blank"> و اون رو و و دستی محکم دستش رو گرفته بود .ir" target="_blank"> با دیدن دخترش که توی آغوشش چمبره زده نفس عمیقی کشید با نگاه کردن به همدیگه لبخند زدند.ir" target="_blank"> از همیشه توی آغوش پدرش فرو رفته بود. با خودش به وسط پشت بوم آورد . با این حرکت پدر یورا نفس عمیقی کشیدند با قدرت اون رو بالا کشید و بعد بغلش کرد با اینکه دخترش رو نجات داده بود اما جرئت باز کردن چشماش رو نداشت .

    پدرش از افتادن  تازه به خودش اومده بود یورا معلق توی زمین از پیش متعجب شد
    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ دوشنبه 27 ارديبهشت 1395 [ گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , ,

آمار امروز دوشنبه 2 بهمن 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :214358
  • بازدید امروز :284337
  • بازدید داخلی :64923
  • کاربران حاضر :116
  • رباتهای جستجوگر:259
  • همه حاضرین :375

تگ های برتر امروز

تگ های برتر