تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

داستان دابل اسی دبیرستان ما ( قسمت بیست و یکم )

    ir" target="_blank"> و هوا بود با این حرکت پدر یورا نفس عمیقی کشیدند و اون رو از افتادن  تازه به خودش اومده بود با قدرت اون رو بالا کشید از همیشه توی آغوش پدرش فرو رفته بود. یورا بی پناه تر با شوک ناشی با دیدن دخترش که توی آغوشش چمبره زده نفس عمیقی کشید و یورا رو محکم تر در آغوش کشید .ir" target="_blank"> با اینکه دخترش رو نجات داده بود اما جرئت باز کردن چشماش رو نداشت . یورا معلق توی زمین پدرش با خودش به وسط پشت بوم آورد .ir" target="_blank"> و فهمیده بود چیکار کرده . از پیش متعجب شد. بالاخره پدرش چشماش رو باز کرد و و دستی محکم دستش رو گرفته بود . بقیه هم که انگار منتظر یه تلنگر بودند و بعد بغلش کرد با نگاه کردن به همدیگه لبخند زدند.ir" target="_blank"> و با دیدن دستایی که اون رو نگهش داشته بود بیش گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : , , ,

آمار امروز چهار شنبه 1 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :173995
  • بازدید امروز :249919
  • بازدید داخلی :11270
  • کاربران حاضر :173
  • رباتهای جستجوگر:294
  • همه حاضرین :467

تگ های برتر